دست های ما کوتاه بود
و خرماها بر نخیل،
ما دستهای خود را بریدیم
و به سوی خرماها پرتاب کردیم
خرما فراوان بر زمین ریخت
ولی ما دیگر دست نداشتیم

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان

وبتون خیلی جالبه.قشنگ درست شده.موفق باشید.با ما هم سر بزنید

ایمان

وبتون خیلی جالبه.قشنگ درست شده.موفق باشید.با ما هم سر بزنید

ایمان

وبتون خیلی جالبه.قشنگ درست شده.موفق باشید.با ما هم سر بزنید

هید

سلام زمستون ، خوبی دوسته خوبه من ؟ کجایی ؟ کم پیدایی ؟ حالت خوبه ؟ تو نیستی ، موشی هم چند روزه پیداش نیست [افسوس] بقول شاعر ک میگه : من ماندم تنهااااااای تنهاااااااااااااااااااااااا آآآآآآآآآآآآا !!! [گریه]

شکوفه

اگر چاره ای هم نبود باید ففط یک دست را میبریدی . افراط و تفریط هر دو یک سان به ما ضرر میرساند .[افسوس]

شکوفه

اگر چاره ای هم نبود باید ففط یک دست را میبریدی . افراط و تفریط هر دو یک سان به ما ضرر میرساند .[افسوس]

هید

ای آدم رویایی !! مخفیانه میای و میری ؟ هان ؟ هان ؟ [خرخون]

رضا

گذشته و آینده یکیه